مرتضى راوندى

571

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پيش از اينكه نقشه روزبهان اجرا بشود ، در همان شب كه 13 صفر 187 بود چاپار خليفه رسيد و حكم قتل عام برمكيان را دادند . درين شب هزار و دويست نفر زن و بچه كسان و بستگان و غلامان و طرفداران برمكيان را قتل عام كردند . فردايش هنگامى كه چند نفر عرب در آهنين كوشك خاموشى را شكستند و وارد شدند ، قنديلها خاموش شده بود ، تنها آتش از دهنه بخوردان زبانه مىكشيد و به‌طرز ترسناكى مجسمهء بودا را با لبخند تمسخرآميزش روشن كرده بود ، روزبهان روى تشك چهارزانو يله داده بود و سر جايش خشك شده بود ، پهلوى او سازى شبيه ستار و يك كوزهء شراب بود و در دست چپ او كاغذى مچاله شده بود . يكى از عربها جلو رفت كاغذ را از دستش بيرون آورد . مهر فضل پسر يحياى برمكى روى آن بود و در آن حكم قتل‌عام عربها و استقلال خراسان نوشته شده بود . صورت روزبهان خم و در آب منعكس شده بود ، چشمهايش با روشنايى كبود و بىحركت مىدرخشيد و لبخند تمسخرآميز ، لبخند فلسفى بودا روى لبهايش نقش بسته بود . اين لبخند كه در امواج آب‌نما منعكس شده بود ، ترسناك به نظر مىآمد ، مثل اينكه مىخواست بگويد : « اين هم يك موج بيش نيست ، اين هم يك موج مسخره‌آميز و گذرنده است ، مثل موج آب ، مثل لبخند بودا » و اين پيش‌آمدها هم به نظرش دمدمى و گذرنده بود و مرگ هم آخرين درجهء مسخره و آخرين موج آن به شمار مىآمد ! » « 1 » نمونه‌يى از نثر بوف كور : « . . . مه غليظ اطراف جاده را گرفته بود ، كالسكه ، با سرعت و راحتى مخصوص ، از كوه و دشت و رودخانه مىگذشت . اطراف ، يك چشم‌انداز جديد و بىمانندى پيدا بود كه نه در خواب و نه در بيدارى ديده بودم ، كوهها بريده‌بريده ، « 3 » درختهاى عجيب و غريب تو سرى خورده ، نفرين زده از دو جانب جاده پيدا بود كه از لابلاى آن ، خانه‌هاى خاكسترى رنگ به اشكال سه گوشه ، مكعب و منشور با پنجره‌هاى كوتاه و تاريك بدون شيشه ديده مىشد . اين پنجره‌ها به چشمهاى گيج كسى كه تب هذيانى داشته باشد ، شبيه بود . نمىدانم ديوارها با خودشان چه داشتند كه سرما و برودت را تا قلب انسان انتقال مىدادند ، مثل اين بود كه هرگز يك موجود زنده نمىتوانست در اين خانه‌ها مسكن داشته باشد ، شايد براى موجودات اثيرى « 2 » اين خانه‌ها درست شده بود . » « 3 »

--> ( 1 ) . نويسندگان پيشرو ايران پيشين ص 77 ( 2 ) . اثيرى منسوب به اثير و اثير كرهء آتش است كه بالاى كرهء هوا قرار گرفته است ( از فرهنگ معين ) . ( 3 ) . شاهكارهاى نثر فارسى معاصر ، گزيده‌ترين آثار صادق هدايت تدوين سعيد نفيسى از صفحه 79 تا 89 .